Vizhe Barnameye Jang Lyrics


رقص عروسک بي سر

روح سرگردون سرباز

خنده ي سر هاي بي تن

سرگرم تو سيرک تمدن

گرد جنون تو هوا

مرگ تدريجي دلقک

بند باز و سيم هاي خاردار

خنده ي سر هاي بي تن

سيرکي به وسعت دنيا

دلقک و رقاص و تردست

دست و پا زدن توي خون

براي سرگرم کردن

دست و پاهایي که جا موند

روي صحنه پشت سنگر

خنديدن به شرط چاقو

خنده ي سر هاي بي تن

اينجا تو سيرک تمدن

ويژه برنامه جنگ

با جيب خالي بخندون

با پول کافي بخند

شب کامل شدن ماه

شب آتيش بازي و مرگ

فرياد من فرياد تو

فرياد به زبون آتش

سوختن چشم هاي خيره

وحشت سر هاي بي تن